آب
صخره را می پیمود
و یاد تو
سرزمین ذهن مرا
جنگل پر از ترانه آبشار بود
و من
مملو از صدای تو
به یک قدمی من رسیدی
اما تقدیر نبود دیدار...
من راه به جنگل بردم
و تو پا به جاده سپردی
دل من به پیچ و خم جاده گریخت
و قلب توازسراشیب جنگل گذشت
نمی دانم
شاید فصلی دیگر
چشمهامان
به نگاه هم برسند
IN THE NAME OF THE MOST BEAUTY ...ما را در سایت IN THE NAME OF THE MOST BEAUTY دنبال میکنید
برچسب: تقدیر, نویسنده: بازدید: 41